خانه » علوم غریبه » تشخیص و تفسیر کامل علوم غریبه ، انواع نشانه های علوم غریبه

تشخیص و تفسیر کامل علوم غریبه ، انواع نشانه های علوم غریبه

تشخیص و تفسیر کامل علوم غریبه ، انواع نشانه های علوم غریبهReviewed by Yoosefi on Mar 18Rating: 5.0

تشخیص و تفسیر کامل علوم غریبه ، انواع نشانه های علوم غریبه

در این پست از سایت خودمونی میخواهیم شما عزیزان را با تشخیص و تفسیر کامل علوم غریبه و انواع نشانه های علوم غریبه بیشتر آشنا کنیم و از شما عزیزان خواهشمندیم که ما را تا پایان این پست همراهی کنید .

رسول جعفریان

معنی و مفهوم علوم غریبه ,  معنی کلمه علوم غریبه ,  تشخیص کامل علوم غریبه , علوم غریبه چیست ? ,  انواع علوم  غریبه ,  آشنایی با انواع علوم غریبه ,  انواع نشانه های علوم غریبه , تفسیر علوم غریبه

علوم غریبه

علم جفر

جفر در واقع به معنی پوست بزغاله ای هست که وسیع باشد وچیزهای زیادی را در خود جا میدهد و علم جفر بر طبق برخی روایات به این روش بوده که کتابیرا جبرائیل به خدمت حضرت محمد(صلوات الله علیه واله)اوردند که تمامی علم عالم از اول خلقت تا به اخر انرا توضیح داده بود که این کتاب جفر نام داشت و روزی یکی از صحابه پیغمبر کتاب را از ایشان عرض کردند وبه بیایانی رفتند تا مطالعه کنند ولی در وقت باز گشت طوفان شدیدی میگیرد که چندین برگ از کتاب را با خود میبرد صحابه نیز شرمگین نزد رسول خدا آمده و ماجرا را شرح میدهدرسول خدا به همراه صحابی به بیابان رفته و چندین برگ از ان کتاب را پیدا میکنند ولی یک برگه از ان کتاب مفغود باقی میماند واین علم جفری که تا کنون در همه دنیا منتشر شده از همـان یک ورق بوده که خدا میداند دست که افتاده بوده ولی کتاب اصل ان اکنون در نزد حضرت(حجت عج الله تعالی فرجه الشریف )هست ولی باید دانست که تا آقا امام وقت به کسی نظـر نداشته باشد محال هست کسی بتواند به آن(جفر) دسترسی داشته باشد.
علم جفر علمی هست که به وسیله حروف و یک سری فرمولها می توان به همه پرسشها جواب داد.

علم رمل

علم رمل از معجزات حضرت دانیال نبی علیه الدرود هست و نیز حضرت امیرالمومنین علیه الدرود از این علم بهره مند بودند واین علم بر پایهء اعداد وعناصر اربعه هست وتا حدودی میتوان از اینده با خبر شداما به توسط این علم . وبیشتر بر مبنای سیرخط ونقطه هست رمل نیز مثل علوم دیگرشاخه های گوناگونی دارد
ولی بهترین کارها نزد خداوند متعال انجام واجبات وترک محرمات هست که نیکی به والدین از این جمله است

علوم غریبه به پنج پارت تقسیم میشود

کیمیا: از معرفت گیاهان وجمادات و معدنیات و فلزات و فوائد آنها بهم میرسد که خدای تعالی چنان قرار داده که چنانچه قطره بر فلزی چکد انرا به فلز دیگر تبدیل میکند به تحقیق رسیده که (اکی) گیاهی هست که در ریگستان پیدا میشود برگ ان به شکل برگ اک هست ولی فرقش آن هست که اک شاخها دارد چنانچه برگ یا شاخش را بشکنند شیری بیرون اید ولی اکی یکشاخست به قدر دو وجب از زمین بلند تر وبه همـان متصل هست مثل برگهای اک ودر شکستن شیر بیرون نیاید باید از بیخ کنده خشک کند سفوف بـار یک ساخته حفظ کند وقت لزوم یک طوله قلع گداخته را به قدر یک ماشه از ان سفوف بر ان ریزد به عون خداوند نقره گردد

لیمیا: و ان علم طلسمات هست که از کنوز اسرار به قلم اید و با ان دانسته میشود کیفیات تمزیج قوای فاعله عالی ه به منفعلهء سافله تا از انجا حاصلی غریب بدست بیاید ودر این باب کتاب زیاد استواز این قبیل میتوان به کتب طلسم اسکندرونقش سلیمانی وافاق و . . .. اشاره نمود

هیمیا : ان علم تسخیرات باشد که از معرفت به احوال سیارات سبعه از حیث تصرف انها که فواعل علوی اند در قوابل سفلی اثر دارند وموضوع ان دعوات وخواتیم وبخورات انها و تسخیر روحانیات وعزائم جنیان و معرفت اقداح و منازل و افسونها واحراز است

سیمیا: و اساس ان خیالات باشد که مخیله فعالی ت دارد وجز احداث مثالات خیالیه حاصلی نیاورد و وجود خارجی ندارد بلکه کلیات وجود ذهنی هست ودر ادرود حرام هست وجایگاهی ندارد

ریمیا : و ان علم شعبده هست که قوای جوهر ارضیه را با مزج به یکدیگر حاصل و اشکال تازه میدهد وکتاب بحرالعیون مشتهر به ابن حلاج مشتمل بر علم سیمیا و ریمیا هست وحل المشکلات حاوی لیمیاو سرالمکتوم حاوی هیمیا میباشد و کتابهای گوناگون نیز خلاصه ای از این پنج علم را دارد.

علوم خفیه یا علوم غریبه یکـی از دو شاخهٔ “علوم” در تقسیمات قدیمی دانش‌ها در نظام آموزش مدارس اسلامی بوده‌است . شاخه ی دیگـر ؛ یعنی علوم جَلیّه؛ به طب و منطق و هندسه و غیره مربوط است  قوانین معین ی داشت و در کتاب‌ها نوشته و در مکاتب تدریس می‌شد؛ ولی علوم خفیه (علوم غریبه ) به نیروهای مافوق طبیعت می‌پردازد و اسرار آن در نزد عالمانش پنهان می‌ماند. علوم و فنونی مثل طالع‌بینی؛ جفر (علم الحروف) و رمل (علم نقطه) (احضار جن)(کارگشایی)(بخت گشایی)(طلب فرزند) (محبت) (طلسمات و جادو) در رابطه با علوم شکل گرفتند و استفاده می‌شوند.

علم الجفر یا علوم غریبه چیستند؟

ماورای طبیعت ۲۹ دیدگاه؛ نظـر شما چیست؟

What Aljfr science or occult sciences علم الجفر یا علوم غریبه چیستند؟

(علم الحروف) علمی هست که صاحبان آن علم ادّعا دارند که توسط علم جفر همه حوادث عالم را تا انقراض عالم می‏دانند. و صورت کامل و درست ایـن علم ویژه ائمّه اطهار علیهم الدرود است . در مجمع البحرین می‏نویسد که علم جفر و علم جامعه دو کتابی هست که علی‏علیه الدرود در آن دو کتاب همه علوم و حوادث را تا انقراض عالم به طریق علم حروف تهجی و ابجدی با املاء رسول اکرم‏ صلی الله علیه وآله بر پوست بز و پوست گوسفند حتی ارش خراشیدن صورت و پوست؛ و نصف خراشیدن پوست همه را نوشته است . همه امامان معصوم‏علیهم الدرود آن علم را می‏دانند و به آن نگاه کـرده توسط آن علم حکم می‏کنند.
و بر ایـن قضیّه شاهد آورده و حدیثی از امام صادق‏علیه الدرود نقل می‏کند که امام صادق‏علیه الدرود فرمود: “عندی الجفر الأبیض و الجفر الأحمر” “پیش من علم جفر سفید و جفر سُرخ است . ” زید بن ابی العلاء سؤال کرد یابن رسول اللّه چه چیز در جفر سفید هست؟ امام فرمود: در آن (مطالب) زبور داوُد؛ و تورات موسی؛ انجیل عیسی؛ صحف ابراهیم و حلال و حرام مُصحف فاطمه‏علیها الدرود هست و هر آنچه که مردم در دانستن آن به ما احتیاج دارند و ما به کسی احتیاج نداریم (در آن کتاب موجود است . )
و در روایت دیگـر نقل کـرده که شخصی از امام صادق‏علیه الدرود پرسید: و ما الجفر؟ یعنی جفر چیست؟ امام فرمود: آن علمی هست که در پوست بز و گوسفند که روی پیچیده (نوشته شده) و در آن سلاح رسول خد مهم الله علیه وآله و همه کتب آسمانی و مُصحف فاطمه‏ علیها الدرود است .

جفر چیست؟

تاریخچه ؛ بر طبق بعضی روایات اوراق جفر را ملک جبرئیل در غار حرا به بودن حضرت محمد (ص) آوردند که بنا به باورها؛ همه علم عالم از اول خلقت تا به انتها در آن مستودع هست و چون بر روی پوست بزغاله نوشته شده بود؛ به ایـن نام خوانده شده است . ایـن اوراق طبق عقاید مسلمانان از حضرت محمد (ص) به علی (ع) رسید؛ و ایشان بنابه دلایلی دو مسکن از ایـن اوراق را با انگشت مبـار کشان پاک کردند . ایـن خانه‌ها در خصوص جواب پرسش وقت ظهور قائم (ع) و روز انتها عالم بوده است . ایـن کتاب اکنون در نزد حضرت مهدی (عج) است . امامان؛ ایـن علم را به بعضی از فوائد خود تعلیم می‌نمودند.
از نظر باورمندان به علم جفر؛ علوم تجربی قدرت ضروری جهت اثبات اکثر علوم را نداشته و اساساً اسم علم بر روی ایـن مقوله حاکی از معلومی هست که در پس پرده مانده است . روش‌های علم جفر ؛ در علم جفر برای رسیدن به جواب سئوالات؛ از روش‌های گوناگونی استفاده شده است . ایـن روش‌ها بسته به اهمیّت پرسش مفرق و در سطوری چند منتج به جواب می‌شود. از انواع روش‌ها؛ می‌توان به جفر انسان (ع)؛ جفر منبری و … اشاره کرد. در علم جفر برای رسیدن به جواب از علوم ریاضی و نجوم بهره می‌گیرند. نام سائل و نام پدرِ او و وقت سئوال به علاوه جمله سئوال؛ با شیوه ذکر شده در علم جفر؛ مبنای رسیدن به جواب است . یکـی از مراحل مهم؛ که از آن به “سطر” نام برده می‌شود “سطر مستحصله” هست که اصحاب علم جفر معتقد هستند با طهارت روح و… به با ارزش می‌توان آگاهی یافت. شیعیان علم جفر را ویژه علی ابن ابی طالب(ع) می‌دانند. کتابی بنام جفر کامل که مشتمل بر ۲۸ جزو ۲۸ صفحه‌ای (۷۸۴ صفحه) با جدول‌هائی که ۲۸ در ۲۸ مسکن می باشند و با چهار حرف در مسکن که با چهار الف شروع و با چهار حرف غ به انتها می‌رسد؛ توسط علی (ع) ترتیب داده شده هست که در بعضی روش‌ها برای مستحصله از آن استفاده می‌شود و اعتقاد بر آن هست که علوم اولین و آخرین در آن کتاب ملحوظ در ملفوظ است . اعداد معادل حروف ابجد که در جفر از آن استفاده می‌شود الف ب ج د ه‍ و ز ح ط ی ک ل م ن س ع ف ص ق ر ش ت ث خ ذ ض ظ غ ۱ ۲ ۳ ۴ ۵ ۶ ۷ ۸ ۹ ۱۰ ۲۰ ۳۰ ۴۰ ۵۰ ۶۰ ۷۰ ۸۰ ۹۰ ۱۰۰ ۲۰۰ ۳۰۰ ۴۰۰ ۵۰۰ ۶۰۰ ۷۰۰ ۸۰۰ ۹۰۰ ۱۰۰۰

مستحصله

مُستَحصله یا چکیده‌گیری یکـی از اصطلاحات علم الحروف (جفر) است . مستحصله گاه درآوردن یک جمله از ۱۵ سطر است . در علم جَفر از شماره‌های معین ی که در حساب ابجد به حروف الفباء نسبت داده‌اند استفاده و با ایـن شماره‌ها و حروف به جابجایی و تقسیم و غیره می‌پردازند و به اصطلاح حروف را می‌شکنند (تکسیر حروف). مستحصله (یا چکیده) نام یکـی از بار ‌های شکستن حروف است .

مراحلی که در جفر کبیر بکار می‌رود تا جواب هر سوال دریافت شود عبـار ت‌اند از:

. تبدیل حروف سوال به عدد ابجد
. پیدا نمودن مدخل کبیر و مدخل صغیر
. واژه‌ها
. پیدا کردن اساس و مثل ه هر حرف برپایه جدول‌های حروف ابجد
. بدست آوردن زبر و بینات حروف بدست‌آمده
. واج‌شکنی (تکسیر حروف)
. کوتاه‌سازی (تخلیص)
. چکیده‌گیری (مستحصله)
. معرفت قوای اعداد
و در نهایت رسیدن به گفتار نهانی و جواب باطنی از ظاهر سوال

علوم غریبه یا علوم خفیه :

طبق نقل پنج علم غریبه داریم که از عامّه مردم مخفی و پنهان هست و آن را خمسه مُحتحبه نامند. و آن پنج علم عبـار تند از: کیمیا؛ لیمیا؛ هیمیا؛ سیمیا؛ ریمیا و (کلمه سر) رمز آن علوم است . هر حرفی اشاره به علمی است . ما در ایـن جا توضیحات هر یکـی از علوم را از کتاب جلد دوم مائده یا فرحه الروح؛ ص ۱۹ نقل می‏کنیم؛ او به نقل از کتاب تحفه حکیم بیان کرده هست به قلم می‏آوریم:

– علم صناعت (علم کیمیا):

علمی هست که توسط آن می‏توان قوای اجرام معدنی بعضی را به بعض دیگـر تبدیل کرد. مثلاً توسط ایـن علم می‏توان طلا و نقره را از فلزات جدا کرد.)

– علم لیمیا: (علم طلسمات):

علمی هست که توسط آن روح در بدن دیگـر ی انتقال دهند. کیفیّت تمزیج قوای فاعله عالیه با مفعوله سافله تا فعل غریب از آن حادث گردد.

– علم هیمیا:

علمی هست که توسط آن سیارات هفتگانه را می‏شناسند و در اثر آن معرفت توسط ستاره‏های هفتگانه در زمین تصرف می‏کنند و کارهای عجیب و غریب در روی زمین انجام می‏دهند. از جمله توسط آن علم جنّیان را تسخیر می‏کنند.)
علم سیمیا: علمی هست که انسان توسط یادگیری آن قدرت برای انجام کارهای خارق العاده پیدا می‏کند.)

– علم ریمیا:

علم شعبده هست و آن عبـار ت هست از معرفت قوای جواهر ارضیّه و مزاج آنها در یکدیگـر تا از آنها قوّتی حاصل شود که از آن قوّه فعل غریب صدور یابد.)
علمی هست که از آن در هر جا که بخواهند می‏توانند در یک لحظه بروند (مثل طی الارض).

اشاره ای به شاخه ای از علوم غریبه

 حروف ابجد ( پارت اول )

در علوم غریبه بایستی به عرض خوانندگان محترم برسانم که ایـن علم به چند طریق

کشف و به نتیجه مطلوب خواهید رسید و یکـی از ان راهها از طریق

حروف ابجد به رسیدن مطالب علوم غریبه است

اسم حروف ابجد پسران پادشاهی به نام… بودندکه نام پسران او به نام :

ابجد” هوز” حطی” کلمن”سعفص” قرشت”ثخذو ضظغ است

همچنین حروف ابجد به دو نوع صغیر و کبیر محاسبه میگردد جدول حروف ابجد و ارزش

عددی آنها

ش ر ق ص ف ع س ن م ل ک ی ط ح ز و ه د ج ب الف

۳۰۰ ۲۰۰ ۱۰۰ ۹۰ ۸۰ ۷۰ ۶۰ ۵۰ ۴۰ ۳۰ ۲۰ ۱۰ ۹ ۸ ۷ ۶ ۵ ۴ ۳ ۲ ۱

غ ظ ض ذ خ ث ت

۱۰۰۰ ۹۰۰ ۸۰۰ ۷۰۰ ۶۰۰ ۵۰۰ ۴۰۰

توجه: حروف ت چ ژ گ که در حروف عربی و جود ندارند به ترتیب

پ=۲۰۰۰ چ=۳۰۰۰  ژ=۴۰۰۰ گ=۵۰۰۰

میباشند اما در محاسبات اکثرا معادل عربی حروف عربی را در نظـر میگیریم

برای مثال گ اصولا مات عربی ج تلفظ می شود مثل بزرگمهر که تلفظ می شود بزرجمهر و

پرتغال که برتغال تلفظ می شود یا پژمان که بجمان تلفظ می شود

پس پ=ب چ=ج ژ=ج گ=ج .

برای محاسبه کلمات به صورت ابجد ارزش عددی همه حروف کلمه را با جمع

میکنیم مثلا:

علی ع=۷۰ ل=۳۰ ی=۱۰ که می شود ۱۱۰یا نمک ن=۵۰ م=۴۰ ک=۲۰ که جمعا

می شود ۱۱۰

 آشنایی با طبع ها

در طبیعت چهار عنصر مهم وجود دارد که جهان از او خلق شده هست و ان چهار

عنصر به نام ۱-آتش  ۲ -خاک  ۳-باد  ۴-آب است .

هر انسان دارای طبع و ویژگیها ی هست و ایـن عناصر چهارگانه هر کدام

نمایانگر کروهی از ویژگیها میباشند .پس ما با معین کردن طبع هر کس

توسط حروف ابجد میتوان ویژگیها فردی هرکس را معین نمود.

در زیر ویژگیها طبع ها را ملاحظه میکنید :

۱-طبع آتشی همواره زود خشمگین می شـود و زود خاموش می گردد و کینه در دل نگه نمی دارد و همواره بدن او گرما دارد و تشنه است و زود جنگ شروع

می نماید .

۲-طبع خاکی همواره متواضع و فروتن و ساکت است و با حرمت واحترام با دیگـر ان زندگـی می نماید .

۳-طبع بادی همواره مغرور وتند خو است و حرکات خود را پنهان از چشم دیگـر ان انجام می دهد و بسیار زیرک وکینه ای است .

۴-طبع ابی همواره مسرور و شاد هست و سه طبع بالا در وجودش ظاهر می گردد و همواره از دست و زبان به عذاب می افتد.همچنین از این طریق  میشود قدرت حکمیت هر ستاره را بر دیگری معین نمود


طالع هر برج :

ایـن طالع ها فوائد هر برج می باشند که در مورد حروف ابجد که شرح آن میاید کاربرد دارند پس طالع ها را با فال ها و طالع بینی هایی که در جاهای دیگـر دیده اید غلط

نگیرید .طالع حمل و اسد وقوس آتشی است .طالع ثور و سنبله وجدی خاکی است  طالع جوزا و میزان ودلو بادی است .طالع سرطان و عقرب و حوت آبی است .


و در انتها یاداور شوم که در رفاقت ازدواج و پیوند زناشویی شراکت و دوستی …..این ستاره ها بسیار زیاد کاربرد دارند که بعدها در مورد تک تک ستاره ها تعاریفی را برای شما دوست ها ی که در علوم غریب پیشگام هستید خواهم نوشت.

علوم غریبه

علوم غریبه علمی میراثی از انبیا است . علوم غریبه علمی نا باور و مطمئن و درست میبا شد. علوم غریبه برای نجات انسان ها و کلا ح زندگـی انها بوجود امده هست و بایستی از ایـن علم به طرز درست استفاده نمود علوم غریبه تنها برای ا ستفاده  شخصی و یا اواره کردن و سرگر دان نمودن کسی بوجود نیامده هست و ایـن علم را برای هرگز برای منفعت خود و جهان نیاموزید و موفق نخواهید شد مگر انکه نیت دل خود را صاف کرده و تنها برای رضای خدا و کار برد ان برای راضی نمودن حقوق دیگـر ان استفاده نمایید.    علم پیشگویی یکـی از علوم بسیار قدیمی و ابتداییست بشر همواره در صد د تدوین قوانینی بوده ا ست تا بتواند با ان علم به اسرار زندگـی پی ببرد  وبه آرزوهای حود دست بیابد و در تمام زمانها همواره در کار و جستجو بوده است .    در قرون ا ولیه تاریخ بشر انسان ها توسط ستارگان و سفیده تخم مرغ و بعضی از خطوط دست وغیره … به عنوان وسیله ای استفاده می کردند و ا نسا ن را از اضطراب و استرس خارج می ساختند و او را از اخبـار ایـن ده مطلع می نمودند و به او امید زندگـی می بخشیدند .   از وسایل علوم غریبه میتوان رمل را نام برد که ایـن وسیله اعجاز چند پیامبر بوده از جمله حضرت دانیال نبی و حضرت داود که با رمل پیا مبری  خود را به دیگـر ان اثبات کردند و عده ای می باشند که خود را عالم وفاضل در علم علوم غریبه میدانند و با در دست گرفتن وسائل گذشتگان خود را رمال و فالگیر معرفی میکنند و از استرس و مسائل مردم سوء استفاده میکنند ایـن ان شیاطینی می باشند که تنها برای پر کئدن جیب خود دست به ایـن اعمال میزنند و حقیقت امر چنین ناست و ایـن علم تنها برای پر قدرت شدن ایمان انسان و اعتقادات بشر به وجود امده هست و تنها ا ز ریاضت و عبادت در راه خدا بدست می اید و بایستی هرگز مغرور به خود نشود بلکه  ایمان خود را پر قدرت و ا ستوارنمایـد .و ای طالب ایـن علم چنانچه میخواهی در ایـن علم تحقیق کنی و از ثمرهای ایـن علم بهره  ببری بایستی به نکات زیر دقت نمایی :  اول: اعتقاد به خدا که همه چیز و همه کارها به اذن او انجام میگیرد  . دوم: بایستی از فرد علت ی اجازه عمیق در یافت کنی. سوم :عبادت و ریاضت و هر کاری به شما دستور داده شد در نهایت صداقت و خلوص نیت انجام دهی .چهارم :همواره طاهر وپاک باشی و از غیبت و دروغ پر هیز کنی و دل کسی را نرنجانی.  پنجم: در نوشتن تمام تعویذات بایستی سمت قبله نشسته و از طرف خدا طلب فرج هر مطلبی را بکنی. ششم :همواره یقین داشته باش که ایـن علم بسیار با ارزش و اثر گذار بوده و خواهد بود پس بایستی قدران را دانست  . هفتم: هرگز ایـن علم را به جاهل نیاموز و هر کا ری را با توکل بر خدا شروع کن  .

همه چیز دز مورد علوم غریبه و اسرار آن

 

دانش اسرار حروف را در بین مسلمانان «سیمیا» می‌نامند؛ و ایـن لفظ در اصطلاح صوفیانِ صاحب‌تصرّف؛ از طلسمات برگرفته؛ و بر ایـن دانش اطلاق شده ‌هست (ابن خلدون؛ ۱/ ۳۹۹). ایـن علم یکـی از انواع پنج‌گانۀ علوم خفیه یا غریبه؛ یعنی کیمیا؛ لیمیا؛ هیمیا؛ سیمیا و ریمیا به شمار می‌آید که حروفِ اولِ آنها بر روی عبـار ت «کُلُّهُ سِرّ» را می‌سازد؛ به معنای آنکه همۀ ایـن دانشها علومی سری‌اند (نصر؛ ۲۰۶). واژۀ سیمیا ظاهراً برگرفته از کلمۀ یونانی sēmeion؛ به معنای علامت و نشانه هست و نام دانش بسیار با ارزش نشانه‌شناسی در زبانهای اروپایی از همین کلمه گرفته شده هست (طبری؛ ۳۳۳). همین طور ؛ علم حروف را شعبه‌ای از جفر دانسته‌اند که در اصل به معرفت اسماء غیبی مربوط می‌شود و در بین فرقه‌های رازآمیز؛ به صورت عملی سحری درآمده هست که به آن جادوی سفید می‌گویند (EI2, III/595).
فنون غیب‌گویی در عالم ادرود که با روحانیات مربوط است؛ با دانش احکام نجوم یا اخترخوانی پیوند دارد و ازایـن ‌رو با علم حساب و اعداد پیوسته است؛ چنان‌که علمای جهان ی قدیم آن را همچون ستون عمدۀ معرفت می‌دانستند و بر ایـن باور بودند که درک راز و رمزِ اعدادْ عقلِ الٰهی را نمایان می‌کند و اسرارِ حروفْ روح قدسی را آشکار می‌سازد (همـان جا). خلاصه آنکه نتیجه و ثمرۀ ایـن دانش نزد ایشان عبـار ت از تصرف نفوس ربانی در عالم طبیعت به یاری اسماء حسنى و کلمات الٰهی هست که از حروف ناشی می‌شوند؛ چون به باور آنان؛ ایـن حروف به اسراری که در کائنات جریـان دارد؛ محیط‌اند (ابن‌خلدون؛ همـان جا). پس ؛ به بحث دربـار ۀ فوائد حروف به گونۀ مفرد (هجا) یا دلالت اولیه؛ و به صورت مرکب (کلمه) یا دلالت ثانویه پرداخته‌اند (بستانی؛ ۷/۶). آن‌گاه؛ علمِ فوائد ِ روحانیِ حروف را یکـی از فروع علم تفسیر شمرده‌اند که ایـن خود از شاخه‌های علوم شرعی هست (طاش کوپری‌زاده؛ ۲/۵۴۷). بر روی هم؛ علم سیمیا به ۷ شاخه بخش می‌شود که عبـار ت‌اند از: ۱٫ معرفت کواکب؛ افلاک و بروج؛ ۲٫ علم تنجیم؛ ۳٫ علم طبایع؛ ۴٫ دانش حروف؛ ۵٫ علم اعداد؛ ۶٫ علم اوفاق؛ ۷٫ دعاشناسی و اَسماء (حمدان؛ ۱۵).
قبلی ه:   چنین به نظـر می‌رسد که انسان یان از قدیم ‌های بسیار دور برای همه چیز و از آن جمله برای اعداد؛ حروف؛ الفاظ و اسماء خصوصیات باطنیِ سرّی قائل بوده‌اند. ازایـن ‌رو؛ خاستگاه علومِ به اصطلاح سرّی (غریبه) و رمزی ــ که گاه آنها را هرمسی می‌نامند ــ به همـان زمان کهن باز می‌گردد. همۀ تمدنهای باستانی همچون بابلیان؛ عبرانیان؛ یونانیان؛ مصریان و هندیان برای رمزگشایی پیامهای رازآمیز در نوشته‌هایشان کوشیده‌اند. کلدانیان (بابلیان) که مطالعۀ علوم غریبه را شروع نمودند؛ برای حروف الفبای خود ارزشهای آوایی وضع کردند. فنیقیان مفهوم بنیادی الفبا را از عبریان و مصریان گرفتند؛ آن را پیچیده‌تر ساختند و در حدود ۰۰۰‘۱ق‌م مصوتها را بدان افزودند و یونانیان حدود ۸۰۰ ق‌م؛ ۲۲ حرف الفبای فنیقی را به شیوۀ خود دگرگون کردند و کلا ح نمودند که همـان بنیاد الفبای رومی شد و پس برای الفبای لاتینی و دیگـر زبانهای اروپایی به کار آمد .
بیشتر علوم غریبه در جهان ی ادرود میراث باستانی بابل؛ ایران؛ مصر؛ اسکندریه و عربستان هست که علمای مسلمان اکثرا آنها را همراه با کیمیا و دیگـر علوم مشابه ازجمله شاخه‌های دانشهای خفیه (در مساوی علوم جلیه؛ مثل ریاضیات و … ) به شمار می‌آوردند (نصر؛ همـان جا). بنابر روایت ابن‌مقفع؛ در ایران قدیم ۷ نوع خط رایج بود؛ که مهم‌ترینِ آنها ۲۸ حرف داشت؛ و نوعی خط که در پیشگویی و فالگیری و جز ایـن ها به‌کار می‌رفت؛ دارای ۳۶۵ حرف بود. از ایـن ارقام اسرار طبیعی قابل استخراج است؛ به‌ویِژه عدد اخیر (۳۶۵)؛ که شمار روزهای سـال خورشیدی را نشان می‌دهد (شیبی؛ ۲/۱۶۷).
در متنهای صوفیانه آمده است: آن‌گاه که خداوند صورت حروف را آفرید؛ رازی از برای آنها برنهاد؛ و چون انسان را آفرید؛ آن راز را در وی بپراکند؛ پس حروف بر زبان انسان به شکل زبانهای گوناگون روان شد (ابن‌عطا؛ ۵۱). گفته‌اند که علم اسرار حروف را ساحران فرعون؛ که کافر بودند؛ ابداع کردند؛ چون حروف تنها وابسته به مؤمنان نیست و هر دو گروه بدان پیوسته‌اند (طوخی؛ ۱/۴). بنا بر گفتۀ بعضی دیگـر ؛ ایـن علوم را صاحبان روحهای بزرگ انسان ی همچون هرمس (ادریس)؛ افلاطون؛ فیثاغورس؛ طالس و ارشمیدس به‌کار می‌بستند.
همین طور گفته‌اند که رموز ایـن علم در صحیفۀ آهو ثبت؛ و در کوه «حرا» مدفون بود. جبرئیل پیامبر(ص) را از وجود آن آگاه کرد و او آن صحیفه را برداشت و سرّ آن را از جبرئیل پرسید (آملی؛ محمد؛ ۲/۹۳). آورده‌اند که علی(ع) سرّ «الف» و اسم اعظم و زمان دولت اقطاب و خلفا را به دیگـر ان آموخته هست (شیبی؛ ۲/۱۷۳). بعد از او؛ امام زین‌العابدین و امام محمد باقر(ع) را از جملۀ تحقیق گران و صاحبان علم حروف و اسماء به شمار آورده‌اند (حمدان؛ ۵۱). در روایات شیعی آموزش علوم غریبه (ازجمله کیمیا و جفر) به امام جعفر صادق(ع) نسبت یافته هست (اذکائی؛ «فوائد الحروف»؛ ۳۰۶؛ نصر؛ ۱۹۹).
اما ممکن است بیان دقیق‌تر آن باشد که ایـن علوم میراثی از فرهنگهای کهن گوناگون همچون بابلی؛ یونانی؛ ایرانی؛ یهودی (به‌ویِژه قباله‌ای)؛ و دانشهای بر جای مانده از حکیمانی چون هرمس و فیثاغورس بود که به‌تدریج به مسلمانان رسید و آنان ایـن میراث را همچون دیگـر دانشهای بازیافته از اقوام قبلی ؛ در زمینۀ فرهنگ و باورهای خود به‌کارگرفتند. به ایـن ترتیب؛ شیعیان به‌ویِژه اسماعیلیه؛ اخوان الصفا؛ صوفیان؛ فیلسوفان و حتى معتزله هر یک بنابر عقاید و دیدگاههای خود از آن بهره بردند و به آن پرداختند. ظاهراً ابومحمد سهل بن هارون کاتب (د ۲۱۵ ق/۸۳۰ م)؛ متصدی بیت‌الحکمه در وقت مأمون عباسی؛ نخستین کسی بود که در ایـن عرصه وارد شد و به بحث دربـار ۀ همۀ حروف عربی پرداخت و دریافت که شمار آنها مساوی با ۲۸ منزل قمر هست (ابن‌ندیم؛ ۱۳). بعد از او نماید ی فیلسوف (د ح ۲۵۲ ق/۸۶۶ م) نخستین کسی بود که کوشید از حروف دلالتهای عددی بیرون آورد و به اسرار نهفتۀ آنها برسد؛ ازجمله ایـن که می‌بیان کرد: قلم به معنای نفاع (سود رساننده) است؛ چون چنانچه ارزش عددی حروف هر یک از دو کلمۀ القلم و نفاع را با جمع کنیم؛ مساوی با ۲۰۱ می‌شود. از ایـن نظـر ؛ حروف به مثابۀ منبع معرفت جلوه می‌کند (شیبی؛ ۲/۱۶۷). بعد از وی؛ شاگردش ابوزید احمد بلخی  با ارزیابی قرآن و حروف مقطع آن رسـال اتی نوشت و قصد داشت که تاریخ ظهور امام منتظَر (مهدی<ع>) را استخراج نماید . از علمای بزرگ شیعی نیز؛ ابن‌بابویه قمی
به علم حروف پرداخت و با دلالت حساب جُمّل کوشید تا با استناد به حدیثی؛ ادرود ابوطالب را ثبت نماید .
از بین فلاسفۀ دلیل ی که به رموز حروف باور داشته‌اند؛ ابن‌سینا (د ۴۲۸ ق/ ۱۰۳۷ م) به علوم غریبۀ هرمسی معمول در حکمت اشراقی پرداخته؛ و ــ یا بر حسب اعتقاد؛ یا به طریق تفنن ــ آن رموز را بیان داشته هست (طبری؛ ۳۳۳). وی رسـال ه‌ای دربـار ۀ معانی حروف هجاییِ شروع سوره‌های قرآن دارد و در آن ارقام را ارزیابی می‌کند و نظـر یۀ خود را دربـار ۀ چگونگی آفرینش و انواع ِ عوالم و عقول بر آن نتایج تطبیق می‌دهد و برای هریک از حروف الفبا معنایی ویِژه قائل می‌شود (ص ۸۶-۹۱).
صوفیان از همـان سده‌های نخستین تاریخ تصوف به ایـن علم توجهی ویِژه داشتند و در سده‌های بعد؛ با نوشتن کتابهایی کوشیدند تا وجوهِ باطنیِ حروف و دیگـر معارف مربوط به آن را توضیح دهند و تبیین کنند. ازجمله نخستین صوفیانی که در ایـن زمینه صاحب‌نظـر بودند؛ می‌توان به ایـن ان اشاره کرد: مشهور بن فیروزان کرخی (د ۲۰۰ ق/۸۱۶ م) که می‌گویند ایـن اسرار را از امامان(ع) آموخته بود؛ ذوالنون مصری (د ۲۴۵ ق/ ۸۵۹ م) که ظاهراً با میراث مصری و هرمسی آشنایی داشت؛ سهل بن عبدالله تُستری (د ۲۸۳ ق/۸۵۶ م) که کتابی دربـار ۀ حروف نگاشت؛ ابوالقاسم جُنید بغدادی (د ۲۹۷ ق/۹۱۰ م)؛ و ابوبکر شبلی (د ۳۳۴ ق/۹۴۶ م) که کتابی در ایـن باب نوشت (حمدان؛ ۵۲)؛ اما حسین بن منصور حلاج (مق‍  ۳۰۹ ق/۹۲۱ م) با کتاب طواسین خود به‌ویِژه شایان ذکر است؛ که دانش همه چیز را در قرآن؛ و علم قرآن را در حروف مقطعه می‌دانست و دلالت حروف را بر غیر قرآن تعمیم داد (شیبی؛ ۲/ ۱۶۸- ۱۶۹).
در سده‌های بعد ابوحامد محمد غزالی (د ۵۰۵ ق/۱۱۱۱ م) تکیه‌گاه پایدار صوفیان در علم حروف بود. او خود به تنهایی ۱۰ کتاب یا رسـال ه در زمینۀ فوائد و شرح اسماء دارد که بسیار مورد دقت علمای مغرب قرار گرفته است . دیگـر شیخ عبدالقادر گیلانی (د ۵۶۱ ق/۱۱۶۶ م) بنیان‌گذار طریقۀ قادریه؛ و شهاب‌الدین عمر سهروردی (د ۶۳۲ ق/۱۲۳۵ م)؛ بنیان‌گذار طریقۀ سهروردیه هست که کتاب واضح ‌البرهان فی اسرار الحروف على رأی علماء الانوار را نوشت (حمدان؛ ۵۲؛ شیبی؛ ۲/۱۷۰-۱۷۱). از صوفیان سدۀ ۷ ق/۱۳ م می‌توان سعدالدین حمویه (د ۶۵۰ ق/۱۲۵۲ م) را نام برد که در المصباح فی التصوف خود به مباحث باطنی و عرفانی مربوط به حروف پرداخت. دیگـر می‌توان از ابوالعباس احمد حسینی سبتی مغربی (اواخر سدۀ ۶ ق/۱۲ م) یاد کرد. او مالک زایرجه ‌العالم (زایجۀ گیتی یا لوحۀ دایره‌‌وار جهان ) هست که بر هر وتر آن حروف زمام و غبـار با اعداد مربوط همبر با افلاک ترسیم شده بود. ابوالعباس قصیده‌ای بلند در ایـن زمینه سروده؛ که ازجمله متضمن رموز حروف و ارقام هست (ابن خلدون؛ ۱/۹۲-۹۳؛ ۴۰۲ بب‍‌ ).
اما ابوالعباس بونی (د ۶۲۲ ق/۱۲۲۵ م) را بی‌تردید بایستی از مشایخ بزرگ مغرب و نامدارترین صوفیان در علوم غریبه دانست که ۱۴ کتاب در ایـن فنون را به او نسبت داده‌اند و مشهور ‌ترین آنها؛ یعنی شمس ‌المعارف هنوز بسیار متداول است . بعد از وی بایستی از محیی‌الدین ابن‌عربی (د ۶۳۸ ق/۱۲۴۰ م) نام برد که در فتوحاتِ خود ایمان کامل و اعتقاد راسخ خود را به علم حروف و اسرار آن؛ و فوائد اسماء به صراحت بیان کـرده ؛ و بابهای دوم تا هفتم آن کتاب را به ایـن قسم از معارف اختصاص داده هست و آثار و تألیفات زیاد دیگـر ی در ایـن دانش دارد (حمدان؛ ۵۵-۷۵؛ فرزام؛ ۲۳۰؛ شیبی؛ ۲/۱۷۱).
بعد از ایـن دو؛ ازجمله کسانی که آثار آنان را تتبع کـرده ؛ و تألیفات بسیاری در ایـن باب دارند؛ می‌توان به ایـن ان اشاره کرد: صدرالدین قونوی (د ۶۷۳ ق/۱۲۷۴ م) پسرخواندۀ ابن‌عربی و نویسندۀ الفکوک؛ که کتاب مفتاح ‌الغیب را در علم حروف نوشت؛ عبدالله یافعی (د ۷۶۸ ق/ ۱۳۶۷ م)؛ نویسندۀ الدُرّ النظیم فی فوائد الاسماء الحسنى؛ ابوالحسن شاذلی تونسی (د ۶۵۶ ق/ ۱۲۵۸ م)؛ مؤلف حزب البحر؛ ابوالحسن حرّالی مُرسی (د ۶۳۸ ق/۱۲۴۰ م)؛ و قطب‌الدین اشبیلی بن صوفی (د ۶۶۳ ق/۱۲۶۵ م) که هردو مالک تألیفاتی در زمینۀ علم حروف‌اند (همو؛ ۲/۱۷۳-۱۷۴؛ حمدان؛ ۵۸-۷۱).
از صوفیان سده‌های ۸ و ۹ ق/۱۴ و ۱۵ م در ایران که در زمینۀ علم حروف و معانی باطنی آن دارای تألیفاتی بوده‌اند؛ می‌توان ایـن ان را نام برد: احمد بن عبدالله (د ۷۸۰ ق/ ۱۳۷۸ م) که در بین عامۀ مردم به معرفت حروف مشهور بود؛ عارف نامدار؛ میر سید علی همدانی (د ۷۸۶ ق/۱۳۸۴ م) مالک کتاب اسرار النقطه و شرح اسماءالله الحسنى؛ شاه نورالدین نعمت‌الله ولی کرمانی (د ۸۳۴ ق/۱۴۳۱ م) مؤلف چندین رسـال ه در فوائد حروف به فارسی؛ صایـن ‌الدین علی بن محمد تُرکۀ اصفهانی (د ۸۳۶ ق/۱۴۳۳ م)؛ مؤلف چندین رسـال ه در فوائد حروف و اسرار تصوف (اذکائی؛ «فوائد الحروف»؛ ۳۰۸؛ فرزام؛ ۲۳۲-۲۳۳؛ شیبی؛ ۲/۱۷۴).
افزون بر صوفیه؛ بعضی فرقه‌های دیگـر همچون حروفیه؛ نقطویه و بابیه به دانشهای مربوط به اسرار حروف دقت ویِژه داشتند و حتى مبانی اعتقادی خود را بر آن استوار ساختند (نک‍ : ه‍ د؛ بابیه؛ حروفیه؛ نقطویه).
آثـار:   بی‌شک در سده‌های نخستین تاریخ ادرود آثار متعددی در زمینۀ اسرار حروف وجود داشته که از آنها نشانی بر جای نمانده است . اما آنچه ابن‌‌ندیم در ایـن زمینه یاد می‌کند؛ ایـن ها ست کتابهای هرمس در فوائد و طلسمات؛ و تعاویذ و عزائم؛ آثار بلیناس حکیم همچون الطلسمات؛ و کتابهای مشهور ابن‌وحشیۀ نبطی (کسدانی) صوفی دربـار ۀ کیمیا و صنعت؛ سحر و طلسمات؛ و اسرار کواکب؛ به‌ویِژه کتاب الفلاحه ‌النبطیه (ابن‌ندیم؛ ۳۷۳؛ ۴۲۹-۴۳۴؛ ۵۰۴-۵۰۵)؛ که ابن‌خلدون از آن یاد می‌کند و می‌گوید که اصل بابلی دارد. ابن‌خلدون همین طور از مصاحف کواکب سبعه (هندی) و کتاب الطمطم؛ تألیفات جابر بن حیان؛ و به‌ویِژه غایه ‌الحکیم مجریطی اندلسی (د ۳۹۸ ق/ ۱۰۰۸ م) نیـز در ایـن زمینـه نـام می‌برد (۱/۳۹۳؛ ۱۰۴۰؛ نک‍ : ه‍ د؛ جابر بن حیان).
پیش‌تر به تألیفات بونی چون شمس‌ المعارف؛ و نوشته‌های ابن‌عربی چون التوجهات؛ التجلیات ‌الاٰلهیه؛ فتوحات؛ و آثار ابوحامد غزالی چون الطب ‌الروحانی و الدر المنظوم اشاره رفت؛ لیکن در ایـن جا بایستی از کتابهای دیگـر ی همچون فوائد ‌الحروف؛ الاسرار الحروفیه؛ الجوهر الغالی؛ الخاتم فی ‌الطلاسم؛ و جز آن یاد کرد (اذکائی؛ همـان ؛ ۳۰۷). از زمرۀ تألیفاتِ دیگـر عارفان بایستی به الحروف ‌الوضعیۀ ابن‌سبعین اندلسی؛ قبس ‌الانوار جمال‌الدین ندرومی؛ کتاب الحرف ( النقطۀ) سعدالدین حمویی؛ فوائد حروف شیخ سکاکینی (به فارسی)؛ اسرار الحروف جمال‌الدین زعفرانی؛ فوائد حروف جلال‌‌الدین دوانی (به فارسی)؛ آثار شیخ عبدالرحمان بسطامی حنفی (د ۸۵۸ ق/۱۴۵۴ م) و چندین مجموعۀ عربی و فارسی ناشناخته اشاره کرد (همـان ؛ ۳۰۷- ۳۰۹).
چندین اثر به‌ویِژه در باب اعداد و اوفاق شایان ذکر است: بحر الغرایب محمد هروی؛ اسرار الحروف رکن‌الدین مسیحایی؛ جواهر الاسرار محمد دهدار؛ شمس ‌الآفاق (در حروف و اوفاق)؛ کیفیه‌ الانفاق (در ترکیب اوفاق)؛ بحر ‌الوقوف (در علم اوفاق) که همه به عربی است . اما ایـن ها به فارسی است: رسـال ه در علم اعداد وفق از جلال‌الدین یعقوب طاووسی (سدۀ ۹ ق/ ۱۵ م)؛ کُنه المراد فی وفق الاعداد از شرف‌الدین علی یزدی (د ۸۵۶ ق/ ۱۴۵۲ م)؛ اعداد و اوفاق از یحیی بن احمد کاشانی که ترجمه‌ای هست با اضافات از «رسـال ه‌ الوفق ‌التام» عزالدین زنجانی؛ اعداد وفق از عبدالله خراسانی؛ غایه‌ المراد فی وفق الاعداد از کمال شوشتری؛ کتاب دیگـر ی با همین عنوان از مؤلفی مجهول؛ اعداد وفق از مؤلفی ناشناخته؛ اعداد و اوفاق از میرزا محمد بن سلیمان تنکابنی؛ فوائد اشکال و اوفاق از مؤلفی مجهول (تألیف: ۷۶۴ ق/ ۱۳۶۳ م) (همو؛ «فوائد اشکال … »؛ ۲۹۶-۲۹۷؛ برای نسخه‌های فارسی؛ نک‍ : منزوی؛ ۱/۳۲۱-۳۷۴). بعضی آثار شرق‌شناسی در باب ایـن موضوع قابل دقت هست (طبری؛ ۳۳۲؛ EI2, III/596).
حروف الفبا:   چنان‌که پیش‌تر اشاره شد؛ اندیشمندان مسلمان از دیرباز به اندیشه دربـار ۀ حروف و اسرار آنها پرداخته بودند. در ایـن میان؛ اخوان الصفا بر ایـن باور بودند که خداوند که انسان را به احسن صور و افضل اشکال آفرید؛ او را سرور همۀ جانوران قرار داد و اطاعت از او را بر آنها واجب تهیه و برای آنکه انسان لوازم چنین سروری را در خود داشته باشد؛ وی را فهیم؛ عاقل؛ حکیم و ناطق آفرید و به او همۀ اسماء و صفات اشیاء را آموخت. ایـن اسماء همه از طریق ۹ نشانه یا ۹ حرف قابل شناسایی بودند و همۀ معانی به وسیلۀ همین ۹ حرف بیان می‌شد. اما با افزوده شدن نسل انسان و پراکنده شدن فرزندانش در سرزمینهای گوناگون؛ شمار حروف افزوده شدن یافت؛ زبانهای متفاوت به وجود آمد و فن کتابت شکل گرفت؛ تا آنجا که شمار حروف به ۲۸ رسید و بیش از آن افزوده شدن نیافت. همـان ‌گونه که ادرود آخرین دین و ختم شرایع است؛ زبان عربی با ۲۸ حرف خود؛ خاتمۀ زبانها و انتها افزوده شدن شمار حروف هست (رسائل … ؛ ۳/۱۴۱-۱۴۳).
حروفیان ایرانی که در باورهای خود ارزش بسیاری برای حروف؛ اهمیت آنها در آفرینش؛ و معانی باطنی آنها قائل بودند؛ در ایـن زمینه دیدگاهی شبیه به نظـر اخوان الصفا داشتند. به باور آنان؛ واجب‌الوجود که مطلق؛ ازلی و نامتناهی است؛ در نخستین تعیّن خود کلمۀ مجرد و غیرجسمانی را به وجود آورد که «کلام نفسی» خوانده می‌شود. ایـن کلمه در جریـان تعیّن بعدی ۲۸ حرف الفبای عربی را به وجود آورد که «کلام ملفوظ» است . آن‌گاه از ترکیب و به پیوستن ایـن حروف؛ همۀ موجودات عالم مادی ایجاد شدند که غیرمجرد و محسوس‌اند. خداوند به انسان که بالاترین و کامل‌ترین تجلی الٰهی است؛ اسماء را آموخت. ایـن اسماء نه حروف الفبای زبانهای شناخته‌شدۀ بشری؛ بلکه حروف الفبای زبانی بودند که خداوند با آن قولِ «کُنْ» را ادا کرد و آن همـان «نطق قدیم و لایزال» است . با ایـن همه؛ هر‌یک از پیامبران بزرگ الٰهی وحی را در قالب تنها بخشی از ایـن حروف دریافت داشتند؛ چنان‌که انسان ۹ حرف؛ ابراهیم ۱۴ حرف؛ موسى ۲۲ حرف و عیسى (ع) ۲۴ حرف را دریافت کردند؛ و پیامبر ادرود (ص) کامل‌ترین وحی را در قالب ۳۲ حرف (۲۸ حرف زبان عربی به اضافۀ لا که خود متشکل از ل ا م ف؛ یعنی ۴ حرف دیگـر است) که همـان شمار حروف فارسی است؛ دریافت کرد (آژند؛ ۵۹-۶۰؛ آتش؛ ۳۲۹؛ نک‍ : ه‍ د؛ حروفیه).
ابن‌عربی بر ایـن باور بود که هر حرف معنایی باطنی و معنایی ظاهری دارد و اصحاب علم ظاهر از معنای باطنی حروف بی‌خبرند. اسرار ایمان آن‌گاه برای بنده کامل می‌شود که حقایق ایـن حروف را بداند؛ و مقصود همـان ا حروف اوایل سوره‌ها در قرآن؛ مثل «الم» هست ( الفتوحات … ؛ ۱/ ۵۹). در معانی حروف معجم (ابتثی) حسب روایات شیعی نیز؛ اکثرا به حرف اول اسماء مضاف؛ و یا صفات و افعال الٰهی ــ در وجه اختصاری ــ اشاره کـرده ‌اند؛ مثلاً: الف= آلاء الله؛ باء= بهجه الله؛ دال= دین الله؛ … یا= ید الله؛ و در معانی حروف جمّل (ابجدی) تقریباً به همـان ترتیب اشارت کـرده ؛ و گفته‌اند که حروف هجا جملگی اسماء الله هست (ابن‌بابویه؛ ۴۳-۴۴؛ ۴۶-۴۷).
حرکات  در زبانهای هندواروپایی؛ برخلاف زبانهای اندیشه‌نگار شرقی؛ حروف صامت شکل و معنای ظاهری را می‌نمایانند؛ در حالی که مصوتها حاوی روح و باطن زبان‌اند؛ و بدین‌سان؛ عالم اثیری همچون نظام پنهان عددی؛ در زبان انسان ی آشکارا دیده می‌شود. به عبـار ت دیگـر ؛ حروف صامت به مثابۀ جسم بیرونی؛ و مصوتها با روابطشان همچون روح داخلی زبان عمل می‌کنند (ورس‌لویس؛ ۲۴ , ۵۶). اما دربـار ۀ حروف عربی؛ چنان که گذشت؛ سهل بن هارون کاتب شمار آنها را مساوی با منازل قمر دریافت و ایـن نکته را بیان کرد که ۳ حرکت اِعراب (فتحه؛ کسره؛ ضمه) همـان ند حرکت طبیعی است: یکـی حرکت از مرکز مثل حرکت آتش ــ دوم حرکت به سوی مرکز مثل حرکت زمین ــ و سوم حرکت در مرکز مثل حرکت افلاک (شیبی؛ ۲/۱۶۶).
در تأویلات صوفیانه از حروف «علّۀ» (مصوتهای) عربی؛ چنان‌که در عبـار ت بسمله آمده است؛ گفته‌اند که الف در رحمان اشاره به استیلای عرشی؛ و یاء در رحیم اشاره به استیلای قلبی است؛ یعنی الفِ رحمان سماوی؛ و یاء رحیم ارضی هست … ؛ از ایـن جا ست که ا (الف) علامت نصب و اسم حق؛ ی (یا) علامت کسر و اسم خلق؛ و و (واو) که نشانۀ رفع هست (میزان فاصل بین آن دو)؛ اسم روح هست (نجم‌الدین؛ ۱۷۴). حرکات و اعراب حروف اصولا مات و اسامی ــ که برای آنها ارزش عددی ویِژه قائل شده‌اند ــ در جدول ۱ آمده است:

 

تعریفی کامل از علوم غریبه فنون غیب گویی و اسرار و رازهای علوم خفیه و علم ناشناخته
مقاطع  ازجملۀ ۲۸ حرف الفبای عربی؛ ۱۴ حرف آن (الف؛ ح؛ ر؛ س؛ ص؛ ط؛ ع؛ ق؛ ک؛ ل؛ م؛ ن؛ ه‍ ؛ ی) در مقاطع (به صورت حروف مقطعه) در شروع ۲۹ سورۀ قرآن‌کریم آمده است . صوفیان بر ایـن باور بودند که هدایت قرآن برای انسان به ایـن مفهوم هست که حقیقت ایـن حروف مقطع را بر او آشکار نماید (عین‌القضات؛ ۱۶۸؛ ۱۷۵؛ ۱۷۷). بعضی دیگـر معتقد بودند که اوایل سوره‌ها مأخوذ از اسمهای خدا؛ و حروف اوایل همچون مختصرات اسامی هست و فواتح سوره‌ها خود اسم اعظم‌اند. ازایـن ‌رو؛ ۱۴ حرف فواتح سوره‌ها حروف نورانی در نظـر گرفته می‌شود (بونی؛ شمس … ؛ ۱/۶۳-۶۴).
روزبهان بقلی با تأکید بر وجه باطنیِ ایـن حروف و معانیِ پنهان آنها؛ با استناد به سخن ابوبکر (خلیفۀ نخست) بر ایـن باور بود که ایـن حروف را اسراری چند هست که جز خدا و رسول او؛ کسی معنای آنها را نمی‌داند (روزبهان؛ ۴۵۵). حلاج بر آن بود که محتما ت از متشابهات هست و میمِ آخرِ الم اسم قوس ثانی ــ از قاب قوسین ــ هست که ملک ملکوت است؛ و مالک قوس ثانی را حروف چند هست که ایـن حرفهای عربی و عجمی نیست (ص ۳۵-۳۶؛ روزبهان؛ ۵۰۱-۵۰۲).
تأویلهای عرفانی حروف به‌ویِژه چند فصل از کتاب فتوحات ابن‌عربی را حاوی می‌شود که ازجمله در باب مقطعۀ الم می‌گوید: الفِ آن اشاره به توحید است؛ میم از ملکی هست که فنا نمی‌شود؛ و لام واسطۀ پیدایی رابطۀ بین آن دو هست (۱/۶۱).
اعداد  زبان و اعداد وسایل انتقال افکار و مفاهیم‌اند و ایـن دو با پیوندی استوار دارند. چون در شماره‌شناسی ارزش عددی هر حرفی از الفبا معین می‌گردد؛ هرگاه اسم به اعداد برگردان شود؛ روابط بین زایجه و استعداد و ظرفیتهای فرد دانسته می‌شود (کاپیل؛ ۳). زبانهای عبری؛ عربی و یونانی که زبانهای مقدس به شمار آمده‌اند؛ از نظـر نسبت دادن رقمهای نمادین به حروف به یکدیگـر شبیه ‌اند و در هر یک از آنها تفسیر معانی رازآمیز متون و کلمات قدسی از طریق حساب جمل ممکن می‌شود (ورس‌لویس؛ ۲۴).
صوفیان بر ایـن باور بودند که راز هر حرفی در «عدد» آن هست و فرد می‌تواند از طریق آن در عوالم وجود تصرف نماید . بر ایـن اساس؛ گروهی از متصوفان و اهل رمل و تلبیس که روحانیت حروف را برآورد می‌کنند؛ و جز ایشان؛ کسانی که در صحت گذاشته ‌ها و قاعده‌های حرفی و وجوه نسبی آنها همقصه ‌اند؛ ارزشهای عددی حروف را پایۀ اعمال مختلف؛ و طریق وصول به مقاصد می‌دانند و اجماع دارند که در زمینۀ قوت حروف و معانی آنها ــ خواه متتفاوت یا مجموع ــ و تصرفات و اختصاصات مربوط به آنها و اسرار ایـن امر اختلاف نظـر ی وجود ندارد (طوخی؛ ۱/ ۸- ۹). بدین‌سان؛ در نظـر قائلان به اسرار حروف؛ میزان های عددی آنها (= اَرقام جُمّل یا ابجدی) با اسماء الله و مقاطع سُوَر قرآنی تطابق می‌یابد؛ ایـن تطابق گاه برای مقاصد تفسیری به‌کار می‌رود؛ ولی اکثرا دلالتهای آنها به وقایع عالم و اوضاع بنی‌انسان مربوط می‌شود (اذکائی؛ «فوائد الحروف»؛ ۳۰۵). با درنظـر ‌گرفتن ایـن که برای هریک از ۲۸ حرف عربی به حساب «جُمل» عددی درنظـر گرفته می‌شود؛ ازجملۀ قوانین آنها نوعی محاسبه هست که آن را حساب نیم می‌خوانند؛ و در انتها کتاب سیهست منسوب به ارسطو از آن یاد شده هست (ابن‌خلدون؛ ۱/۹۰) و معرفت فوائد طبیعی مبتنی بر کیمیا و قرانات تنجیمی مرتبط با فن طلسمات و غیب‌گویی را حاوی می‌شود (EI2, III/595).
به هر روی؛ ارزشهای عددی حروف (ابجدی) در دو نظام شرقی و غربی گزارش شده؛ که نظام شرقی توسط اخوان الصفا در ۹ علامت به شکلهای متفاوت گرد آمده است . اخوان الصفا بر ایـن باور بودند که ایـن ۹ علامت کامل اسماء همه موجودات و معانی آنها ست و وجود آنها در عالم علوی بر همین نسبت است؛ و ایـن حروف ــ که خدا آنها را بـه انسان آموخت ــ همـان ها ست که به شکل ارقام هندی (۱؛ ۲؛ ۳؛ ۴؛ ۵؛ ۶؛ ۷؛ ۸؛ ۹) کاربرد دارد (رسائل؛ ۳/۱۴۱-۱۴۲). اما انطباق اعداد و حروف به طور معمول برپایۀ جدول ۲ است:
جدول ۲: حروف ابجد و مساوی عددی آنها

تعریفی کامل از علوم غریبه فنون غیب گویی و اسرار و رازهای علوم خفیه و علم ناشناخته

تعریفی کامل از علوم غریبه فنون غیب گویی و اسرار و رازهای علوم خفیه و علم ناشناخته

از ایـن جا معین می‌شود که به سبب تناسب بین اعداد؛ بین حروف تناسب مستقلی وجود دارد؛ چنان‌که بین ب (۲) و ک (۲۰) و ر (۲۰۰) چنین تناسبی هست؛ چون هر یک از ایـن ۳ حرف در مرتبۀ خود بر عدد ۲ دلالت می‌کند؛ یعنی ب در مرتبۀ یکان؛ ک در مرتبۀ دهگان و ر در مرتبۀ صدگان؛ عدد ۲ را نشان می‌دهند. همین طور هست تناسبی که بین د (۴) و م (۴۰) و ت (۴۰۰) یافت می‌شود؛ چون هر یک از ایـن ۳ عدد در مرتبۀ خود بر ۴ دلالت دارند و بین ۴ و ۲؛ نسبت دو مساوی بودن است . از ایـن دست تناسبها نمونه‌های دیگـر ی می‌توان برشمرد (رسائل؛ ۱/۵۶ بب‍ ؛ اذکائی؛ «فوائد اشکال»؛ ۲۹۴؛ EI2, III/596).
انواع  حروف ابجدی عربی در نظام غربی (افریقا) به ۷ گروه چهارحرفی تقسیم می‌شود (همـان ؛ III/595)؛ اما بنا بر تلقی صوفیانه نسبت به علوم غریبه؛ چندین گونه تقسیم‌بندی از ایـن حروف را می‌توان به دست داد که عبـار ت‌اند از:
۱٫ حروف نقطه‌دار و بی‌نقطه:   حروف مهمل یا بی‌نقطه (ا؛ ح؛ د؛ ر؛ س؛ ص؛ ط؛ ع؛ ک؛ ل؛ م؛ و؛ ه‍ )؛ که کاربرد آنها ایـن هست که در وقت خسوف و کسوف بر صفحه‌ای قلعی می‌نویسند؛ و زیر نگین انگشتری می‌گذارند … ؛ و حروف نقطه‌دار (ب؛ ت؛ ث؛ ج؛ خ؛ ذ؛ ز؛ ش؛ ض؛ ظ؛ غ؛ ف؛ ق؛ ن؛ ی <ی‍ >) که از ایـن ها حروف روحانی استخراج می‌شود (بستانی؛ ۷/۷).
۲٫ حروف صامت و حروف ناطق؛    که هر یک طبع عنصری ویژه‌ای دارند و بر امری مادی یا معنوی دلالت می‌کنند. حروف صامت ایـن ها ست: ا (الف)؛ ب؛ ت؛ ث؛ ج؛ خ؛ ر؛ ط؛ ظ؛ ف؛ ه‍ ؛ ی؛ که برای نمونه در مورد آنها گفته می‌شود که شکل الف از معنای نطق برمی‌آید؛ و ب حرفی از اسرار نهان و انوار مخزون است . حروف ناطق ایـن ها ست: ح؛ د؛ ذ؛ ز؛ س؛ ش؛ ص؛ ض؛ ع؛ غ؛ ق؛ ک؛ ل؛ م؛ ن؛ و؛ که هریک از آنها دارای دعایی ویِژه هست (بونی؛ شمس‌؛ ۱/۳۰۶-۳۱۴).
۳٫ حروف نورانی و ظلمانی:   حکیمان گنوسی‌مشرب حروف ابجد را به دو دستۀ نورانی و ظلمانی تقسیم کـرده ‌اند: حروف نورانی ۱۴ حرف آغازین سوره‌های قرآن‌اند (الف؛ ح؛ ر؛ س؛ ص؛ ط؛ ع؛ ق؛ ک؛ ل؛ م؛ ن؛ ه‍ ؛ ی) که در اعمال خیر به‌کار می‌آیند؛ و در ایـن عبـار ت «نص حکیم له سر قاطع» گرد آمده‌اند. حروف ظلمانی ۱۴ حرف دیگـر ند که در اوایل سوره‌ها یافت نمی‌شوند (ب؛ ت؛ ث؛ ج؛ خ؛ د؛ ذ؛ ز؛ ش؛ ض؛ ظ؛ غ؛ ف؛ و)؛ ۷ تا از آنها علوی و ۷ تا سفلی به شمار می‌آیند و از فوائد آنها دفع بیماری ها ست (رسائل؛ ۳/۱۵۲؛ بونی؛ همـان ؛ ۱/۶۲؛ طاش کوپری‌زاده؛ ۲/ ۵۴۸- ۵۴۹؛ بستانی؛ ۷/۷- ۸؛ حمدان؛ ۲۱).
۴٫ حروف عالیات؛    که از اصطلاحات مکتب عرفانی ابن‌عربی و پیروان او ست و در آثار آنان برای آنها تعاریف کم و بیش مشابهی یافت می‌شود؛ چنان‌که گفته‌اند: حروف عالیات شئون ذاتی در غیب‌الغیوب‌اند؛ همچون وجود کامنِ درخت در دانه یا هستۀ آن (جرجانی؛ ۱۱۶؛ عبدالرزاق؛ ۵۸)؛ یا آنکه گفته‌اند: حروف عالیات ــ که حروف اصلیه و حروف علویه خوانده می‌شوند ــ عبـار ت‌اند از تعقلاتِ حقْ اشیاء را؛ از حیث کینونیت و وجودشان؛ در وحدانیتش؛ همچون صورِ نفسانیِ انسان ی پیش از تعیناتِ صورِ آنها به علمش در ذهن متصور. ایـن ها تصورات مفردی؛ خالی از ترکیب معنوی؛ ذهنی و حسی‌اند؛ و مفتاح غیب اول؛ اسماء ذاتی؛ اصول و امهات شئون مهم و شئون ذاتیه خوانده می‌شوند (صدرالدین؛ الفکوک؛ ۱۸؛ شاه نعمت‌الله؛ ۳/۱۲۱-۱۲۲؛ چیتیک؛ ۴۵؛ حاشیۀ ۳۸). به بیان دیگـر ؛ حروف عالیات یا حروف اصلیه به مفهوم اندراج همه اشیاء؛ چنان‌که می باشند ؛ در غیب‌الغیوبِ احدیت هست و از ایـن ‌رو؛ در مرتبۀ ذات؛ حروف عالیات و شئونات ذاتیه‌اند و در آنجا بین آنها امتیازی نیست؛ و در مرتبۀ تجلی؛ اسماء الٰهی؛ و در مرتبۀ باطنِ علم؛ اعیان ثابته؛ و در مرتبۀ ظاهرِ علم؛ اعیان کونیه خوانده می‌شوند که منشأ همۀ آنها ذات اقدس الٰهی هست (خواجوی؛ ۱۳-۱۴؛ حاشیۀ ۳؛ ۶۸؛ حاشیۀ ۱).
طبایع  صاحب‌نظـر ان سیمیا و جفر بر ایـن باورند که حروف معجم از بسایط؛ یعنی عناصر چهارگانه (آب؛ آتش؛ خاک؛ و هوا) تشکیل یافته‌اند و هریک فوائد و کیفیاتی چون تری؛ گرمی؛ خشکی و سردی دارند که طبایع خوانده می‌شوند. به اعتقاد ایـن ان؛ اسماء که از حروف تشکیل شده‌اند؛ همـان فوائد و طبایع را دارند و می‌توان به وسیلۀ آنها در طبیعت تصرف کرد (ابن‌عربی؛ الفتوحات؛ ۱/۵۲؛ ابن‌خلدون؛ ۱/ ۳۹۹؛ اذکائی؛ «فوائد الحروف»؛ ۳۰۵). به ایـن ترتیب؛ ۲۸ حرف الفبای ابجدی عربی به ۴ دسته تقسیم می‌شود که هر دسته با یکـی از ایـن عناصر تطابق دارد (ابن خلدون؛ همـان جا؛ EI2, III/595). چگونگی ایـن دسته‌بندی در جدول ۳ آمده است:
جدول ۳

تعریفی کامل از علوم غریبه فنون غیب گویی و اسرار و رازهای علوم خفیه و علم ناشناخته

تعریفی کامل از علوم غریبه فنون غیب گویی و اسرار و رازهای علوم خفیه و علم ناشناخته
لیکن طبایع حروف از نظـر مشرقیان و مغربیان مفرق هست (ابن خلدون؛ ۱/ ۳۹۹؛ حمدان؛ ۲۲؛ EI2؛ همـان جا). جابر بن حیان صوفی (د ۲۰۰ ق/۸۱۶ م) درکتاب میزان طبیعی می‌گوید: ثلاث اوایل حیوان؛ نبات و معدن‌اند و معادن از طبایع چهارگانه به وجود آمده‌اند و هر حرفی از حروف الفبا رمزی برای آن طبایع؛ مراتب و درجات و … دارد. وی پس با برشمردن طبایع چهارگانه؛ جدول خاصی ترتیب می‌دهد (اذکائی؛ همـان ؛ ۳۰۷). ابوالعباس بونی در جدول تفصیلی خود؛ حروف بیست‌و‌هشت‌گانه را بنابر تقسیمات پنج‌گانۀ پیش‌گفته؛ یعنی مجهول و مشهور ؛ مهمل و معجم؛ صامت و ناطق؛ نورانی و ظلمانی؛ و عالیات و ماهیات؛ مقرون با طبایع عنصری یا فلکی‌شان؛ و دلالتها و فوائد تعویذی آنها به طور کامل آورده هست (شمس؛ ۱/۳۰۶-۳۱۴؛ منبع … ؛ ۷- ۹). ابوحامد محمد غزالی با ذکر طبایع حروف؛ بیشتر به شرح فوائد دعایی آنها می‌پردازد (ص ۵۱-۵۵). اما دایرۀ طبایع حروف با رسم محمد آملی (ص ۲/۱۰۲) به شرح تصویر ۱ است .
بر ایـن اساس؛ باور بر آن بود که از طریق دانستن طبایع ایـن حروف و کاربرد آنها در پیشگویی و جادو؛ می‌توان هر جا که ضروری باشد؛ از تأثیر طبع خاصی کهست و بر تأثیر طبع دیگـر ی افزود. برای نمونه؛ می‌توان با کمک حروف آتشی؛ خواه در عالم مادی و خواه در عالم کواکب بر مسائل حاصل از سردی غلبه کرد و بر گرمی افزود

تصویر ۱: دایرۀ حروف

تعریفی کامل از علوم غریبه فنون غیب گویی و اسرار و رازهای علوم خفیه و علم ناشناخته

تعریفی کامل از علوم غریبه فنون غیب گویی و اسرار و رازهای علوم خفیه و علم ناشناخته

کواکب  دانسته هست که عارفان از کیهان به مثابۀ جهان ‌ مِهین (عالم کبیر)؛ و از انسان زمینی همچون جهان کِهین (عالم صغیر) تعبیر کـرده ‌اند و عالم صغیر را مستقل؛ ولی عین مماثل و متناظر با عالم کبیر در تکوین صوری به شمار آورده‌اند (ورس‌لویس؛ ۱۵-۱۷, ۵۵). انسان ی؛ همچون ستارگان آسمان؛ خود اختر زمینی رونده‌ای هست و چنان‌که در فرهنگ ملل آمده است؛ هرکس در آسمان اختری دارد که در رفتار تابع آن است؛ و حالهای سعد و نحس آن وی را تحت تأثیر قرار می‌دهد و هر گاه ستاره‌ای از آسمان فرو افتد؛ گویند که مالک آن مرده است . از ایـن ‌رو؛ قبلی یان با معرفت برآیش و فرودش و رفتار ستارگان؛ یک رشته قواعد حسابی به وجود آورده‌اند و گاههای سعد و نحس را شناخته‌اند (طوخی؛ ۱/۵) و مجموع ایـن مراتب را احکام نجوم نامیده‌اند؛ که همـان دانشوارۀ اخترخوانی است .
کواکب سبعه؛ و حروف؛ معادن؛ طبایع و املاک آنها همـان طبایع و عناصر اربعه‌اند؛ و هرچه در هستی هست؛ از ایـن طبایع خارج نیست. برترینِ موجودات ۲۸ حرفی‌اند که کتابها بدانها نازل شده هست و ایـن ها هجاهای همۀ چیزهای موجود در هستی؛ اعم از مفرد و مرکب‌اند (بونی؛ منبع؛ ۷- ۸). سیارات (یا در پهلوی اَپاختران) در سنت غربی علامتهای خاصی دارند که با نشانه‌های شرقی آنها کمابیش همـان ند است . اما بایستی اشاره کرد که ایـن سیارات یا کواکب با آنچه در ستاره‌شناسی جدید به‌عنوان سیارات به‌شمار می‌آیند؛ مفرق ‌اند. اَپاختران در نزد باورمندان به احکام نجوم تأثیری پر قدرت و دگرساز بر امور جاری می‌گذارند و هریک از آنها بر روزی از هفته (که در زبانهای اروپایی نام آن روز از آن گرفته شده) فرمانروا و مدبر هست (نک‍ : جدول ۴).
جدول ۴

تعریفی کامل از علوم غریبه فنون غیب گویی و اسرار و رازهای علوم خفیه و علم ناشناخته

تعریفی کامل از علوم غریبه فنون غیب گویی و اسرار و رازهای علوم خفیه و علم ناشناخته
همین طور هر یک از ایـن کواکب خداوند بیوت مثلثات عنصری‌اند؛ اما هر یک از آنها در عمل تعاویذ مالک فرشتگانی‌اند که خدمۀ آنها به شمار می‌آیند و بر هر گروه از آنها فرشتۀ بزرگی حکم می‌راند. ترتیب ایـن کواکب و فرشتگان آنها چنین است: خورشید؛ جلجیوت و روفیائیل؛ ماه؛ جبرئیل؛ بهرام (مریخ)؛ سمسائیل؛ تیر (عطارد)؛ میکائیل؛ هرمزد (مشتری)؛ صرفیائیل؛ ناهید (زهره)؛ عنیائیل یا مهیائیل؛ کیوان (زحل)؛ عزرائیل (بونی؛ همـان ؛ ۱۳). معدنهای ایـن سیارات از ایـن قرار است: خورشید؛ طلا؛ ماه؛ نقره؛ مریخ؛ آهن؛ عطارد؛ جیوه؛ مشتری؛ روی؛ زهره؛ مس؛ زحل؛ سرب. اشکال اوفاق آنها چنین است: خورشید؛ ۶پهلو؛ ماه؛ ۹پهلو؛ مریخ؛ ۵پهلو؛ عطارد؛ ۴پهلو؛ مشتری؛ ۸پهلو؛ ناهید؛ ۷پهلو؛ زحل؛ ۳پهلو (همـان ؛ ۱۰-۱۱).
بروج:   ظاهراً مصریان نخستین کسانی بودند که بین حروف و اجرام آسمانی رابطه‌ای قائل شدند؛ چنان‌که هرگاه قمر به منزلی در‌می‌آمد؛ حرف آن را بر جسمی سازگار با امر مطلوب رسم می‌کردند (اسیوطی؛ ۷۶). اما حروف بیست و هشت‌گانۀ عربی به‌شمار منازل قمر است؛ که ایـن ها خود به صورتهای بروجی دوازده‌گانه؛ و ۷ سیاره و ۴ طبع تقسیم شده هست (حمدان؛ ۲۰)؛ اما در عالم ادرود گویا نخستین بـار سهل بن هارون کاتب دریافت که زیاد ‌ترین کلمۀ عربی از ۷ حرف (شمار کواکب) تجاوز نمی‌کند و شمار حروفی که بر ریشۀ افعال عربی (در ابواب مزید فیه) افزوده می‌شود؛ مساوی با شمار ۱۲ برج است . وی همین طور دریافت که نیمی از حروف؛ یعنی حروف شمسی (۱۴ تا) و نیم دیگـر ؛ یعنی قمری (۱۴ تا) با منازل قمر؛ و ایـن که در هر نیمه از ماه نیمی از قمر رخ می‌نمایـد و آن نیم دیگـر پنهان است؛ همـان ندی دارند.
بعضی از عارفان در باب تطابق حروف بیست و هشت‌گانه با منازل بیست و هشت‌گانۀ قمر گفته‌اند که همـان ‌گونه که آسمان ۷ طبقه دارد؛ کلام دارای ۷ آسمان است؛ و نخستین آنها آسمان حروف می‌باشد که صورت و معنای کلام را حکایت می‌کند (نجم‌الدین؛ ۱۷۸). باطنیان بر طبق نظـر یۀ عالم کبیر و عالم صغیر؛ شمس را در مساوی نبوت؛ و قمر را در مساوی امامت می‌نهادند و از شمار ۲۸ منزل قمر؛ ۱۴ حرف نورانی را مطابق با بروج شمالی (بالای زمین)؛ و ۱۴ حرف ظلمانی را مطابق بروج جنوبی (پایین زمین)؛ در اهمیت یمین و یسار می‌دانستند (رسائل؛ ۳/۱۴۴؛ نصر؛ ۸۶؛ حاشیۀ ۲۶). همین طور گفته‌اند که نخستین منزل قمر نزد عربها منزل شرطان بوده که حرف الف بدان تعلق دارد و رازآمیزترین حرف هست و ذکرها و دعاهای گوناگون به رسم و شکل آن نسبت داده شده است . به همین ترتیب؛ آخرین منزل قمر منزل بطین هست که حرف یاء بدان پیوسته و حرفی خاکی؛ سرد و خشک است . حرفهای دیگـر ابجدی وابسته به دیگـر منازل‌اند و هر یک طبایع و فوائد خود را دارند (اسیوطی؛ ۷۷- ۷۹).
در کتابهای تنجیمی؛ به‌ویِژه در التفهیم بیرونی دربـار ۀ صورتهای دوازده‌گانۀ بروجی (منطقه البروج) و احکام نجومی و حروفی آنها مطالبی به تفصیل تمام آمده است؛ اما در ایـن جا تنها شماره‌شناسی اپاختری آنها بر طبق سنتهای غربی ذکر می‌شود؛ که علامتهای ویِژه آنها با نشانه‌های شرقیان کمابیش مفرق هست .

علوم غریبه چیست؟ همه چیز درباره علوم غریبه و متافیزیک – گنج یابی و …

treasure-book.ir › علوم غریبه و متافیزیک

Dec 30, 2015 – همه چیز درباره علوم غریبه و متافیزیک رو برای شما عزیزان علاقه مند به علم علوم غریبه قرار دادیم . در این پست میخواهیم به طور کامل و جامع شما را با …

Feb 24, 2016 – در این پست از سایت treasure-book.ir همه چیز درباره علوم غریبه و سرکتاب و دعانویسی و ارتباط علم غریبه با جن رو برای شما عزیزان قرار دادیم .

بایگانی‌ها همه چیز درباره علوم غریبه و سرکتاب و دعانویسی و ارتباط علم …

treasure-book.ir/tag/همه-چیز-درباره-علوم-غریبه-و-سرکتاب-و-دعا/

در این پست از سایت treasure-book.ir همه چیز درباره علوم غریبه و سرکتاب و دعانویسی و ارتباط علم غریبه با جن رو برای شما عزیزان قرار دادیم . آیا علوم غریبه و …

می خواهم درباره علوم غریبه اطلاعات کسب کنم ! اگر ممکنه … ایشون مطالبی هم در مورد طی الارض داره. ایشون در واقع همه چیز رو میدونه. همه چیز. علم لدونی دیگه. خدا بهشون داده.

دانلود کتاب اطلاعاتی در مورد علوم غریبه | دانلود کتاب

www.iranpdf.com/…sciences/information-about-the-occult-sciences…

کتابی کم حجم در مورد اطلاعاتی عمومی از علوم خفیه یا به اصطلاح علوم غریبه از سایت ایران پی دی اف.

Aug 21, 2013 – 10 posts – ‎۴ authors

همه چیز درباره علم ابجد. … در کل اگر علم است ، چرا در اختیار همه نیست ؟ ممنونم ….. جفر را متخصصین علوم غریبه استفاده میکنند نه این شیادان کثافت!

علم الجفر یا علوم غریبه چیستند؟ – آسمونی

www.asemooni.com › علمی و دانستنیماورای طبیعت

What Aljfr science or occult sciences علم الجفر یا علوم غریبه چیستند؟ … همه امامان معصوم علیهم السلام آن علم را می دانند و به آن نگاه کرده بوسیله آن علم حکم می کنند.

علوم غریبه بایگانی – درباره همه چیز

aeup.ir/category/کتابخانه/علوم-غریبه/

جلالیاردیبهشت ۱۷, ۱۳۹۲. درباره همه چیز : دانلود کتاب بحر المعارف و شق الارض برای دانلود کتاب بحر المعارف میتوانید از… ادامه مطلب ۵۵ دیدگاه · ۱۸۳٫ علوم غریبه. ۱۸ …

در علوم غریبه باید به عرض خوانندگان محترم برسانم که این علم به چند طریق. کشف و به نتیجه … برای محاسبه کلمات به صورت ابجد ارزش عددی همه حروف کلمه را با هم جمع … این طالع ها خواص هر برج هستند که در مورد حروف ابجد که شرح آن میاید کاربرد. دارند.

همه چیز دز مورد علوم غریبه و اسرار آن – اسرار کاوش

ganjur.loxblog.com/…/همه%۲۰چیز%۲۰دز%۲۰مورد%۲۰علوم%۲۰غری…

Searches related to همه چی در مورد علوم غریبه

Ad

  1. راستمرد – آگاهی، خودشناسی و معنویت اصیل

    Adwww.rastmard.com/
    کتب ناب، دوره های آنلاین خودشناسی، بیداری کندالینی، باز کردن چشم سوم و بیشتر
 در این پست از سایت خودمونی شما عزیزان را با تشخیص و تفسیر کامل علوم غریبه و انواع نشانه های علوم غریبه بیشتر آشنا کردیم ویک کلیپ و تعدادی عکس برای شما عزیزان به نمایش گذاشتیم امیدواریم که از پست ما نهایت استفاده را برده باشید .

پاسخ دادن

نکات : آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.فیلدهای الزامی علامت گذاری شده اند. *

*

قالب وردپرس