خانه » خبر » اخبار جالب » کمین‌های زن میلیونی شیک‌پوش در تهران

کمین‌های زن میلیونی شیک‌پوش در تهران

کمین‌های زن میلیونی شیک‌پوش در تهرانReviewed by Admin on Jun 6Rating: 5.0

کلمات کلیدی

کلمات کلیدی

 زن شیشه‌ای , کمین‌های زن میلیونی شیک‌پوش در تهران , زن میلیونی شیک‌پوش در تهران , زن میلیونی شیک‌پوش ۹۳ , زن میلیونی , زن میلیونی تهرانی , زن پولدار در تهران , کمین‌های زن میلیونی , کمین‌های زنان میلیونی

کمین‌های زن میلیونی شیک‌پوش در تهران

 

زن شیشه‌ای شیک می‌پوشید و در حاشیه خیابان‌های تهران به کمین خودروهای مدل بالا می‌نشست. وقت ی رانندگان سن بالا آبمیوه‌های مسموم را می‌میل کردن د در گوشه‌ای تاریک پارک می‌کردند و به کما فرو می‌رفتند تا این‌که چراغ روشن یک گلفروشی کار دست زن تبهکار داد.

عقربه‌ها ساعت ۲۲ و ۳۰ دقیقه شب یکشنبه ۲۵ فروردین ماه سال‌جاری را نشان می‌داد، مگان سفیدرنگی آهسته در کنار خیابان سازمان آب شمالی در بلوار فردوس روبه‌روی مغازه گل فروشی توقف کرد. چراغ جلوی مغازه گل‌فروشی سبب شده بود تا داخل خودروی سفیدرنگ به‌آسانی دیده شود.

مرد ۴۷ ساله‌ای پشت فرمان با چشمان بسته سرش را روی صندلی گذاشته بود و بیهوش به نظر می‌رسید. زنی با ظاهری فریبنده در کنار راننده نشسته بود و سراسیمه در حال ارزیابی داخل خودرو و جیب‌های مرد بیهوش بود. رهگذران به رفتارهای زن جوان مشکوک شده بودند و اقطعا ل می‌دادند که مرد راننده دیگر زنده نیست به سمت مگان سفیدرنگ رفته و زن جوان را داخل خودرو اسیر کردند و هر چه مرد را صدا زدند جوابی نشنیدند. با مخابره این ماجرای مرموز به پلیس ۱۱۰ تیمی از ماموران کلانتری ۱۱۸ ستارخان برائ ارزیابی موضوع سر صحنه حاضر شدند.

پلیس در گام اول که به رفتارهای زن مشکوک بود وی را بازداشت کرد و هر چه سعی کردند مرد راننده که بیهوش بود را هوشیار کنند به نتیجه‌ای نرسیدند و از ماموران اورژانس خواستند تا در محل حاضر شوند. زن جوان که سوار بر بنز پلیس بود خونسردانه ادعا کرد راننده را با قرص‌های خواب‌آور بیهوش کرده و قصد سرقت پول و مدارکش را داشته است. ماموران در این وهله زن جوان را برائ پیگیری‌های قضایی پیش روی بازپرس دادسرای صادقیه قرار دادند و همزمان مرد ۴۷ ساله در بیمارستان بستری شد.

«سمیه» ۳۱ ساله در ادعاهایش به بازپرس پرونده گفت: در کنار خیابان ایستاده بودم که این مرد با خودروی مدل بالا جلوی پایم ترمز کرد من نیز که از قبل نقشه سرقت را طراحی کرده بودم و لباس‌های مرتب و شیکی به تن داشتم سوار شدم. چند دقیقه‌ای نقدیم بود که ابراز تشنگی کردم و خواستم آن مرد آبمیوه‌ای بخرد وی توقف کرد و دو لیوان آبمیوه خرید وقت ی آن را به من داد باخنده گفتم کاش یک کیک نیز می‌خریدی که وی با تبسمی به سمت مغازه رفت و در همان لحظه آبمیوه‌اش را با پودر قرص‌های خواب‌آوری که همواره همراهم بود مسموم کردم.

زن شیک‌پوش در ادامه گفت: بعد از میل کردن آبمیوه‌ها پشت فرمان چشمانش به آرامی بسته می‌شد که خواستم جلوی مغازه گل‌فروشی توقف نماید تا گلی بخرم همان لحظه بود که وی کاملاً خوابید و من به تکاپو افتآدم تا پول‌ها و اشیای قیمتی داخل خودرو را بدزدم اصلاً متوجه نگاه‌های رهگذران نبودم تا این‌که دیدم کاملاً محاصره شده‌ام، خواستم بهانه‌ای بیاورم که دیدم کسی باور نمی‌کند، تمام می‌دانند دزد هستم و پلیس را خبر کرده ‌اند.

با ادعاهای زن شیک‌پوش که سمیه ۳۱ ساله نام دارد بازپرس شعبه دوم دادسرا وی را روانه زندان کرد ولی بعد از ۴ روز مرد ۴۷ ساله از کما خارج آمد و بعد از هوشیاری کامل از سرقت ۱۲۸ میلیونی پول‌های داخل خودرویش خبر داد.

وقت ی معین شد که زن شیک‌پوش با این شگرد به دزدی‌های مشابهی دست زده است تیمی از پایگاه دوم پلیس آبعضی تهران وی را تحت بازجویی تخصصی قرار داد.

شکایت‌های عجیب

روز ۲۷ مهرماه سال قبل بود که مرد شیک‌پوشی به دادسرای صادقیه رفت و از ماجرای سرقت میلیونی و از گرفتاری در دام زن جوانی خبر داد. مرد شیک‌پوش که ۵۰ سال دارد به بازپرس پرونده گفت: دو روز پیش ساعت ۱۰ شب بود که در غرب تهران زن شیک‌پوشی را که کنار خیابان ایستاده بود و چند جوان با ماشین در انتظارش بودند دیدم، نمی‌دانم چه شد که من نیز برائ سوار شدن وی ایستآدم وقتی که زن شیک‌پوش با مانتوی آبی سوار خودرویم شد شوکه شده بودم چون چند راننده جوان را بی‌خیال شد و به سراغ من پیرمرد آمد.

وی در ادامه گفت: بعد از لحظاتی وی از من خواست که برائش آبمیوه بخرم، جلوی یک سوپرمارکت ایستآدم و بعد از خرید آبمیوه وقت ی به سمت ماشین آمدم با چرب‌زبانی خواست که برائش آدامس نیز بخرم.

بعد از خریدن آدامس سوار خودرو در حال حرف بودیم که آبمیوه را خوردم و بعد از لحظاتی احساس کردم پلک‌هایم سنگین شده و خوابم گرفته است اما به مسیرم ادامه دآدم و دیگر تمام چیز را چند تا می‌دیدم که زن چرب زبان خواست جلوی بانک بایستم و گفت که دستگاه کارت عابر بانکش را خورده و برادرش به پول نیاز دارد.

من نیز که بعد از میل کردن آبمیوه در حالت عادی نبودم کارت و رمز آن را به زن جوان دآدم و وقتی که چشمانم را باز کردم دیدم که صبح شده و داخل خودروام خوابیدم.

مرد پولدار که فکر نمی‌کرد در دام زن شیک‌پوش گرفتار شده باشد افزود: روز قبل وقت ی به سراغ حساب بانکی‌ام رفتم متوجه شدم که تمام ۶۸ میلیون تومان پول آن برداشت شده است.

ادعاهای این مرد کافی بود تا معین شود زن شیک‌پوش همان «سمیه» بوده است و این بار کارت عابر بانک را با رمزش دزدیده است.

کارآگاهان در گام اول حساب بانکی مرد ثروتمند را ارزیابی کردند و پی بردند که سمیه آخرین بار از مغازه طلافروشی برائ خرید از کارت سرقتی مصرف کرده است. جالب این‌که در مغازه طلافروشی دوربین‌های مدار بسته عکس «سمیه» را شکار کرده بودند.

مالک مغازه که هنوز سمیه را به خاطر داشت به کارآگاهان گفت: وقت ی که زن جوان به مغازه آمد بازار طلا در اوج گرانقیمتی بود و ارزش هر سکه طلا یک میلیون و ۴۸۰ هزار تومان شده بود و خواست که تعدادی سکه بخرد. وقت ی شنیدم با ۶۸ میلیون تومان پول می‌خواهد سکه بخرد بسیار زود در آن دوره که کارمان کساد بود تعداد بسیاری سکه تهیه کردم و کار زن جوان را راه انداختم.

کارآگاهان که دیدند «سمیه» در تمام صحنه‌ها فقط است درپیدا کردن د که این زن از ۶ ماه پیش که به خرید این سکه‌ها دست زده تهم اکنون می‌توانسته دزدی‌های بسیاری انجام داده باشد. در آخرین دزدی سمیه ۱۲۸ میلیون تومان به جیب زده بود و باور نمی‌کرد راز دزدی طلایی‌اش نیز فاش شود. «سمیه» چاره‌ای جز اعتراف نداشت. وی در بازجویی‌ها پذیرفت با همین روش از ۱۲ مرد سرقت کرده است.

گفت‌وگو با زن فریبکار

«سمیه» خود را در کارهایش زرنگ تلقی می‌کرد. بسیار خونسرد در مورد ٔ سرگذشت زندگی شیشه‌ای‌اش می‌گوید. بستگانم باید رضایت بگیرند و من را از اعتیاد نجات دهند.

*درس خوانده‌ای؟

لیسانس حسابداری دارم!

*درس خوانده‌ای و این سرنوشت تو است؟

از ۶ سال پیش که شیشه‌ای شدم به این روز افتآدم .

*زندان نیز افتاده‌ای؟

اگر زندانی شده بودم که پلیس ۹ ماه تعقیبم نمی‌کرد. فوری دستگیر می‌شدم. این اولین بار است که دستگیر شدم.

*به چه اتهامی دستگیر شدی؟

می‌گن زورگیری.

*روش و شگردت چه بود؟

بیهوش کردن مردان راننده که پا به سن گذاشته‌اند آبمیوه‌ها را مسموم می‌کردم و بعد از آن دست به دزدی می‌زدم.

*طعم ه‌هایت را چگونه شناسایی می‌کردی؟

مردهای سن بالای شیک‌پوش را که با خودروهای گرانقیمت جلوی پایم می‌ایستادند بهترین سوژه برائ اجرای نقشه‌ام بودند چون راحت‌تر حرف‌هایم را گوش می‌کردند و در دام چرب زبانی‌هایم گرفتار می‌شدند اما جوان‌ها از من زرنگ‌تر بودند و گول حرف‌هایم را نمی‌میل کردن د.

*چگونه آن‌ها را بیهوش می‌کردی؟

بعد از چرب‌زبانی‌هایم از آن‌ها می‌خواستم که آبمیوه بخرند و بعد از آن دوباره به بهانه خرید کیک یا هر خوراکی‌ای می‌خواستم که پیاده شوند که در همان لحظه آبمیوه آنان را با قرص‌های خواب‌‌آور که از قبل به صورت پودر آماده کرده بودم مسموم می‌کردم.

*بعد از بیهوشی چه کار می‌کردی؟

جیب‌های طعم ه و داخل خودرویش را می‌گشتم و تمام پول‌ها و مدارکش را می‌دزدیدم.

*رمز عابر بانک را از کجا به دست می‌آوردی؟

وقت ی با چرب زبانی‌هایم به من اعتماد می‌کردند بعد از میل کردن آبمیوه که منگ می‌شدند به بهانه اینکه کارتم را دستگاه عابربانک خورده و برادرم منتظر پول است از آن‌ها رمز کارت را می‌پرسیدم.

*با سکه‌های طلا چه کردی؟

تمام را برائ اعتیآدم خرج کردم.

*چند زمان است که دزدی می‌کردی؟

فکر کنم ۱۰ ماهی می‌شود. در این مدت بسیار زرنگ بودم و اصلاً فکر نمی‌کردم دستگیر شوم.

*اما الان که دستگیر شدی؟

اگر در آخرین دزدی‌ام جلوی مغازه گل‌فروشی که چراغش روشن بود نمی‌ایستآدم هنوز دستم‌ رو نشده بود.

*از چند مرد دزدی کردی؟

تنها ۱۲ مرد را به یاد دارم ممکن است بیشتر از این‌ها باشد.

*شنیدم ۱۲۸ میلیون از مگان سفیدرنگ دزدیدی؟

این مرد دروغ می‌گوید. من همان لحظه دستگیر شدم و هیچ پولی همراهم نبود، پلیس نیز لباس‌ها و کیفم را جست‌وجو کرد اگر پول‌ها را دزدیده بودم پس الان کجا هستند ؟!

*بچه داری؟

یک دختر ۸ ساله از همسر اولم.

*چرا جدا شدی؟

چون اعتیاد داشت.

*خودت نیز که اعتیاد داری؟

بله. شیشه می‌کشم اما همسرم دیگر پولی برائ خرید مواد نداشت و اذیت می‌کرد.

*نخستین بار کی شیشه کشیدی؟

۶ سال پیش بود که همسرم از شرکت به خانه آمد و گفت که یکی از کارمندان شرکت شیشه کشیده است و من برائ اینکه به خاطر شیشه از من دور نشود خواستم با نیز شیشه بکشیم و از همان زمان شیشه‌ای شدم.

*خانواده‌ات می‌دانند شیشه‌ای هستی؟

مادرم می‌داند و ۲ بار برائ ترک مرا به کمپ برد اما نتیجه‌ای نداشت اما خواستگارم که مردی با شخصیت است از اعتیآدم خبر ندارد وگرنه قطعا ً بی‌‌خیال من می‌شد.

*هر روز چقدر شیشه می‌کشی؟

روزی یک گرم، یعنی هر زمان بتوانم و بیکار باشم.

*چرا ترک نکردی؟

دوستش دارم، چون به من آرامش می‌دهد و این را بگویم که هر کسی از فازهای مختلف شیشه می‌گوید دروغ است من تنها آرام می‌شوم.

*پول‌های این مردان را چگونه برمی‌گردانی؟

خواستگارم خانه‌ای دارد اگر دوستم دارد باید آن را بفروشد و پول طلبکارها را بدهد وگرنه…

*راستی نگفتی نقشه دزدی‌هایت چگونه به مغزت رسید؟

از چند فیلم خارجی یاد گرفتم که موضوعش دزدی نبود اما برائ کار خودم مصرف کردم و وقتی که شیشه می‌کشیدم مغزم باز می‌شد و آسان طراحی می‌کردم.

*آزاد شوی دوباره این کار را می‌کنی؟

نه! چون سابقه‌دار شدم و هرکاری کنم پلیس بسیار زود به سراغم می آید.

*پشیمانی؟

بسیار پشیمان هستم و امیدوارم مرا ببخشند تا زودتر دخترم را در آغوش بگیرم.

شوک

پاسخ دادن

نکات : آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.فیلدهای الزامی علامت گذاری شده اند. *

*

قالب وردپرس
x

این مطالب را نیز ببینید!

کارتن خوابی که بزرگترین آبمیوه فروش جهان شده است + تصاویر

کارتن خوابی که بزرگترین آبمیوه فروش جهان شده است + تصاویرReviewed by Admin on Sep 20Rating: 5.0 کارتن خوابی که ...